تبلیغات
مسافر
* به گذشته خود نمی اندیشم مگر آنکه بخواهم از آن نتیجه بگیرم *

دانشمندان شیمی

یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 ساعت 13 و 22 دقیقه و 33 ثانیه

نویسنده : علی نجم پور

رادرفورد دانشمند مشهور انگلیسی، شب هنگام وارد آزمایشگاه خود شد و یکی از دانشجویانش را دید. که هنوز پشت دستگاه نشسته است و کار می کند.
رادرفورد از او پرسید: این وقت شب چکار می کنی؟
دانشجو پاسخ داد: کار می کنم.
رادرفورد گفت: پس روز چکار می کنی؟
دانشجو پاسخ داد: البته کار می کنم.
رادرفورد گفت: صبح زود هم کار می کنی؟
دانشجو به امید تحسین استاد سری به تأیید تکان داد و گفت: بلی استاد، صبح هم کار می کنم.
چهره رادرفورد درهم رفت و گفتگوی خود را با این پرسش پایان داد: گوش کن، پس تو کی فکر می کنی؟

 

روزی دیوی، شیمیدان مشهور انگلیسی، نامه ای از دانشجویی ناشناس دریافت کرد. دانشجو نوشته بود که نامش فارادی است و درس های استاد را آموخته است. او تقاضا کرده بود که به او اجازه دهند در موسسه سلطنتی علوم نزد استاد کار کند.
دیوی از دستیار خود پرسید: به او چه پاسخی بدهم؟
دستیار گفت: او را بیازمایید. شستن بالن ها و لوله های آزمایش را به او بسپارید. اگر موافقت کرد، دانشمندی واقعی خواهد شد.
دستیار اشتباه نکرده بود دیوی بعد ها گفت: من چند کشف علمی کرده ام که کم اهمیت نیستند، اما بزرگترین آن ها این است که فارادی را کشف کردم.

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ساعت 18 و 36 دقیقه و 08 ثانیه

از شیمی آموختم ...

سه شنبه 22 فروردین 1391 ساعت 13 و 28 دقیقه و 20 ثانیه

نویسنده : علی نجم پور

من از چرخش الکترون ها به دور هسته آموختم که کل جهان به دور مرکز هستی می چرخد و از حرکت پیوسته ذرات چه ارتعاشی چه انتقالی یا دورانی که ثبات و سکون در آفرینش راه ندارد و پیوسته در مسیر تغییر و تحول و تکامل هستیم.  

از شیمی آموختم که هر چه فاصله ما از مرکز افرینش وخالق هستی بیشتر باشد ما و نیستی ما آسانتر خواهد بود همانطوری که جدا کردن الکترون از دورترین لایه اتم آسانتر است.  

از تلاش ذرات بی شعور برای پایدار شدن متعجب شدم و دریافتم که شعوری والا و اندیشه ای برتر در پس پرده هدایت گر نقش ها و طرح هاست از پیوند اتم ها برای پایدارشدن دریافتم که اتحاد در مرز پایداری است و از گازهای نجیب کامل شدن را رمز پایداری یافتم.  

از بحث واکنشهای چند مرحله ای و زنجیری آموختم که ما ذره های حد واسط مراحل زندگی هستیم که در یک مرحله واکنش متولد می شویم و در واکنشی دیگر می میریم و هدف آفرینش و خلقت فراتر از تولید و مصرف ماست. 

   از بحث تعادل های شیمیایی و واکنشهای برگشت پذیر آموختم که جهان تعادلی است پویا و دینامیک که گرچه در ظاهر خواص ماکروسکوپی ثابت و یا متغییری دارد اما در درون در تکاپو و فعال است  و از شیمی آموختم که از دست دادن فرصت ها واکنش های برگشت ناپذیری هستند که تکرار انها میسر نخواهد بود.  

از شبکه بلور جامد های یونی آموختم که با وجود تضادها می توان چنان گرد هم آمد و پیوستگی ایجاد کرد که شبکه ای مقاوم در مقابل دماهای ذوب بالا بوجود آید..

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ساعت 18 و 36 دقیقه و 21 ثانیه

کمی هم شاد باشیم

سه شنبه 25 بهمن 1390 ساعت 11 و 53 دقیقه و 59 ثانیه

نویسنده : علی نجم پور
شب جلو تلویزیون خوابم برده بود
مامانم اومد ساعت 2 نصفه شب پتو انداخت روم بوسم کرد ، کلی هم قربون صدقم رفت

بعد موقع رفتن پامو لگد کرد، داد زدم و گفتم : اهههههههههههه پام داغون شد

جواب داد: خاک تو سرت کنن آخه اینجا جای خوابه؟
 
******************

منطقِ پدرو مادر از تحصیل در دانشگاه: "این همه درس خوندی، درِ یه نایلون رو نمیتونی‌ باز کنی‌!

باز یه سوالی مغزمو پریشون کرد چرا جمعه انقدر به شنبه نزدیکه، ولی شنبه انقدر از جمعه دوره؟؟
 
******************
خداییش جاذبه ای که سوراخ چاه توالت نسبت به گوشی داره
جاذبه ی زمین به سیب نداره
دیدم که میگمااااااا
 
****************
عمو زنجیر باف جان
ضمن عرض سلام و خسته نباشید
جهت زحمات بی دریغ شما بزرگوار
یک گِلگی داشتم از حضورتون ...
شما که زنجیر ما رو بافتی..؟
... پَه چرا پشت کوه انداختی..؟
مشکلتون دقیقاً چی بود؟
مرض داشتید این همه زنجیر بافته شده رو پشت کوه انداختید؟
 
********************
بچگی یعنی: وقتیکه فاصله ی دستشویی تا اتاقمونو می دویدیم
و از اینکه لولو ما رو نمی خورد فریاد می زدیم، ھـــــوراااا
 
*****************
فقط یه ایرانی اونم از نوع تهرانی می تونه از دود شهر فرار کنه تا بره شمال هوای تازه تنفس کنه، بعد اونجا هی تند تند قلیون بکشه!
 
***********************

گوشیم زنگخورد ، اسم رفیقم "رضا" افتاد
گوشی رو برداشتم ، با یه صدای خسته گفتم : سلام بی شرف
یه صدای کلفتی اومد : پدر بی شرف هستم ، بی شرف اونجا نیست؟
 
**********************

فقط یک زن ایرانی می تونه روزی چند ساعت برنامه آشپزی نگاه کنه و چند تا دفتر هم پر کرده باشه و آخرش همون کوکوسبزی برای شوهرش درست کنه!

*******************

یادش بخیر ما بچه بودیم ، یه دستمال کهنه ای ، لنگ ماشینی چیزی پیدا میکردن میذاشتن لای پامون بقچه میکردن  تا یه هفته بعد بازش کنن الان پوشک زدن واسه بچه با خروجی هوا از هردو طرف ، 8 لایه محافظ ، ویتامینه ،  همراه با عصاره مالت ، 12 ایر بگ ، کروز کنترل ، سنسور عقب ، تهویه مطبوع ، با ال سی دی... خلاصه فول آپشن دیگه ! از ال سی دی هم توشو نشون میده دیگه لازم نیست را به را بازش کنن
 
**************************

هیچ وقت کار امروز رو به فردا ننداز...
فردا یه عالمه کار داری
قشنگ بندازش واسه دو سه هفته دیگه که خیالــــــــــــــتم راحت باشه
 
********************


کافیه یه روز اتفاقی یه جوراب سوراخ بپوشین . اگه شده اتوبان رو موکت کنن یه جوری میشه که تو مجبور شی کفشتو دربیاری
 
********************


توی شهر بازی تو بعضی از این وسایل بازیش باید یه دکمه ی "غلط کردم" هم بزارن




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ساعت 18 و 36 دقیقه و 33 ثانیه

جملات آموزشی شیمی

دوشنبه 24 بهمن 1390 ساعت 14 و 25 دقیقه و 30 ثانیه

نویسنده : علی نجم پور

● جنس زغال و الماس هر دو از کربن است. این، به رفتار اتم‌های کربن بستگی دارد که به زغال تبدیل شوند یا الماس شوند. زمانی که می توان الماس بود، چرا زغال باشیم؟

● فلوئور با اراده‌ترین عنصر است. او حتی آرگون تنبل را به انجام واکنش وادار می کند. (اشاره به مولکول ArF4 و ArF6)


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

من و تو و خدا

یکشنبه 23 بهمن 1390 ساعت 13 و 27 دقیقه و 16 ثانیه

نویسنده : علی نجم پور


مردم اغلب بی انصاف, بی منطق و خود محورند
ولی آنان را ببخش.
اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند,
ولی مهربان باش.
اگر موفق باشی دوستانی دروغین ودشمنانی حقیقی خواهی یافت,
ولی موفق باش.
اگر شریف ودرستکار باشی فریبت می دهند,
ولی شریف و درستکار باش.
آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند,
ولی سازنده باش.
اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند,
ولی شادمان باش .
نیکی های درونت را فراموش می کنند.
ولی نیکوکار باش.
بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد
ودر نهایت می بینی
هر آنچه هست همواره میان "تو و خداوند" است
نه میان تو و مردم



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ساعت 18 و 36 دقیقه و 47 ثانیه